نیکا دختر خاله



[موضوع : ]
[ جمعه 14 خرداد 1395 ] [ 5:57 ] [ مامان فاطمه ] [ ]
شرکت در مسابقه نی نی شگفت انگیز من



[موضوع : ]
[ 29 فروردين 1395 ] [ 0:01 ] [ مامان فاطمه ] [ ]
عکس های اولین روز مهد گل دخترم

 دختر کوچولوی مامان اول خردادماه بود که زحمت رو واسه مادرجون کم کردیم والبته پدرجون هم، که بازنشسته شده بود و دونفری از شما نگهداری می کردند و شما گل دختر رو گذاشتیم مهد کودک.

niniweblog.com

شما هم که علاقه زیادی برای رفتن به مهد و بازی با بچه ها داشتی خدا رو شکر با شور و شوق پذیرفتی و از این بابت هم مثل بقیه کارهای دیگت هیچ مشکلی نداشتیم خدا رو شکر. چون همیشه مامانای بچه ها تقریبا یک ماه اول مهد رفتن نی نی هاشون، با مشکل بی تابی و گریه بچه ها مواجه اند.

niniweblog.com

 عکسایی که اینجا می خوام بزارم عکسای اولین روز مهر ، در جشن شکوفه ها، مهد گلهای بهشته که همش دو روز اونجا بودی ، وقتی دیدم که از هیچ لحاظ مناسب شرایط شما نیست دوباره بردمت مهد پرستوها که از اول خرداد گذاشته بودمت.

niniweblog.com

از مهد پرستوها عکسی نداری ولی قول می دم یه روز که مرخصی بودم بیام مهد و عکسای قشنگتر و خاطره انگیز تر با مربیهات و دوستات بگیرم و تو وبلاگت ثبت کنم ، قول قول قول.

niniweblog.com

 niniweblog.com

  

 niniweblog.com

 niniweblog.com

 niniweblog.com

 niniweblog.com 

 niniweblog.com

 niniweblog.com

 niniweblog.com

niniweblog.com

 niniweblog.com



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 12 فروردين 1395 ] [ 8:47 ] [ مامان فاطمه ] [ ]
تولد کفش دوزگی چهار سالگی فاطمه جون

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 27 اسفند 1394 ] [ 14:56 ] [ مامان فاطمه ] [ ]
بعد از مدتها

 امروز سری به وبلاگ دخترم بعد از مدتها زدم دلم واقعا تنگ شده بود ولی خوب اتفاقات و جابجایی هایی که تو این مدت داشتیم باعث شد که نتونم به وبلاگ دختر گلم سری بزنم و مطالب قشنگ و عکسهای خوشکلش رو بزارم.

الان فقط بطور کلی باید بگم که 2 اتفاق مهم تو زندگیمون افتاد یکی اینکه به لطف خدا مهر 91 ساخت خونمون تموم شد و اسباب کشی داشتیم دوم اینکه مامان بعد 8 سال قراردادی بودن پیمانی شد و محل کارش جا به جا شد خلاصه اینکه محل کار اینترنت نداشتم و اینترنت خونه هم سرعتش پایینه.

سوم اینکه مامان فاطمه جون یه نی نی تو راه داره که همین امر هم باعث شده کم حوصله بشه.

چهارم اینکه وقتی یه کاری رو آدم تعطیل می کنه دیگه از اون حس و حال بیرون می آد و تنبل و تنبل تر می شه.

خلاصه اینه به تمام دوستای عزیز فاطمه جون و خودم که به وبلاگ فاطمه تو این مدت سر می زدن و پیام می ذاشتن یه عذرخواهی بدهکارم و شرمنده همشون هستم.

دوستای گلم برای فاطمه جون و مامانش و نی نی تو راهش دعا کنید و همچنین دعا کنید اوضاعم رو براه بشه و دوباه بتونم به وبلاگ فاطمه سرو سامونی بدم و به وبلاگ همه دوستای گلش سر بزنم.

راستی فاطمه جون امسال کلاس اولی میشه.

فعلا خدانگهدار التماس دعا.



[موضوع : ]
[ سه شنبه 22 دی 1394 ] [ 14:50 ] [ مامان فاطمه ] [ ]
تولد ٤ سالگی دختر گلم

امسال تولد ٤ سالگی دختر گلم رو کفش دوزکی گرفتم و شما چقدر ذوق زده شده بودی.

تقریبا از بعد از عید تصمیم و برنامه ریزی برای گرفتن یه جشن تولد خوب  و البته کوچک رو شروع کردم و همه تزیینات اتاق رو خودم درست کردم ، وقت زیادی لازم داشت ولی خوب خیلی لذت بخش بود چون می خواستم یه جشن خاص بین تولدای بچه های فامیل باشه، از طرفی هم چون دست تنها بودم بعضی وقتا خسته می شدم.

 امسال تولد چهار سالگی دختر عزیزم رو مثل سال های گذشته خونوادگی( یعنی با حضور پدرجون و مادر جون، عمه جونا و خاله جونا، عموجونا و دایی جون ، جای مادر جون و پدرجون پدری هم که خیلی خیلی خالی بود) گرفتم ولی از سال بعد ان شاءا... که رفیتیم خونه جدید سعی می کنم تولدتو بزرگتر و باشکوهتر بگیرم. عکسها رو هم تا چند روز آینده می زارم.     



[موضوع : ]
[ سه شنبه 20 آبان 1393 ] [ 15:47 ] [ مامان فاطمه ] [ ]
صفحه قبل 1 صفحه بعد